گنج

غزل شمارهٔ ۶۷۶

سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشدسگ ما چون سگ دیگر نباشد
شنو از مصطفی کو گفت دیوممسلمان شد دگر کافر نباشد
سگ اصحاب کهف و نفس پاکاناگر بر در بود بر در نباشد
سگ اصحاب را خوی سگی نیستگر این سر سگ نمود آن سر نباشد
که موسی را درخت آن شب چو اخترنمود آذر ولیک آذر نباشد