غزل شمارهٔ ۱۸۷۸
من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنونآن می کشدم زان سو وین می کشدم زین سون
یک گوش به دست این یک گوش به دست آناین می کشدم بالا وان می کشدم هامون
از دست کشاکش من وز چرخ پرآتش منمی گردم و می نالم چون چنبره گردون
آن لحظه که بیهوشم ز ایشان برهد گوشممی غلطم چون شاهان در اطلس و در اکسون
من عاشق آن روزم می درم و می دوزمبر خرقه بیچونی می زن تگلی بیچون