گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۹۶

بیا بیا که توی جان جان جان سماعهزار شمع منور به خاندان سماع
چو صد هزار ستاره ز تست روشن دلبیا که ماه تمامی در آسمان سماع
بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانستبیا که بوالعجبی نیک در جهان سماع
بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیستبیا که چون تو زری را ندید کان سماع
بیا که بر در تو شسته‌اند مشتاقانز بام خویش فروکن تو نردبان سماع
بیا که رونق بازار عشق از لب تستکه شاهدیست نهانی در این دکان سماع
بیار قند معانی ز شمس تبریزیکه باز ماند ز عشق لبش دهان سماع