گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۴۸

چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردنچه باشد ناز معشوقان به جز بیگانگی کردن
ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستنز پروانه بیاموزید آن مردانگی کردن
چو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخرکه آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن
سرافراز است کُه لیکن نداند ذره باشیدنچه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردن
به پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستنمیان کوره با آتش چو زر همخانگی کردن
گر آب جوی شیرین است ولی کو هیبت دریاکجا فرزین شه بودن کجا فرزانگی کردن
توی پیمانه اسرار گوش و چشم را بربندنتاند کاسه سوراخ خود پیمانگی کردن
اگر باشد شبی روشن کجا باشد به جای روزوگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن