گنج

غزل شمارهٔ ۱۷۶۴

ناله بلبل بهار کنیمتا بدان بلبلان شکار کنیم
کار او ناز و کار ما لابه استگر ننالیم پس چه کار کنیم
در گلستان رویم و گل چینیمبر سر عاشقان نثار کنیم
اندرآییم مست در بازارهمه را مست و بی‌قرار کنیم
سیم با یار خوش عذار خوریمخدمت چشم پرخمار کنیم
کس نداند خدای داند و بسعیش‌هایی که با نگار کنیم
تو اگر رازدار ما باشیراز را با تو آشکار کنیم
می گریزند خلق از تاتارخدمت خالق تبار کنیم
بار کردند اشتران بگریزرختمان نیست ما چه بار کنیم
خلق خیزان کنند و ما بر باماشتر مردمان شمار کنیم