غزل شمارهٔ ۱۵۵۵
جز جانب دل به دل نیاییمیک لحظه برون دل نپاییم
ماننده نای سربریدهبیبرگ شدیم و بانواییم
همچون جگر کباب عاشقجز آتش عشق را نشاییم
ما ذره آفتاب عشقیمای عشق برآی تا برآییم
ما را به میان ذرهها جویما خردترین ذرههاییم
ور زانک بجویی و نیابیبدهیم نشان که ما کجاییم
در خانه چو آفتاب درتافتگرد سر روزن سراییم