گنج

غزل شمارهٔ ۲۸۹۴

با چنین رفتن به منزل کی رسیبا چنین خصلت به حاصل کی رسی
بس گران جانی و بس اشتردلیدر سبک روحان یک دل کی رسی
با چنین زفتی چگونه کم زنیبا چنین وصلت به واصل کی رسی
چونک اندر سر گشادی نیستتدر گشاد سر مشکل کی رسی
همچو آبی اندر این گل مانده‌ایپس به پاک از آب و از گل کی رسی
بگذر از خورشید وز مه چون خلیلور نه در خورشید کامل کی رسی
چون ضعیفی رو به فضل حق گریزز آنک بی‌مفضل به مفضل کی رسی
بی عنایت‌های آن دریای لطفاز چنین موجی به ساحل کی رسی
بی براق عشق و سعی جبرئیلچون محمد در منازل کی رسی
بی پناهان را پناه خود کنیدر پناه شاه مقبل کی رسی
پیش بسم الله بسمل شو تمامور نه چون مردی به بسمل کی رسی