گنج

غزل شمارهٔ ۲۹۶۱

در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانیبر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی
هر ذره‌ای دوان است تا زندگی بیابدتو ذره‌ای نداری آهنگ زندگانی
گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگیخوش چشمه‌ها دویدی از سنگ زندگانی
در آینه بدیدم نقش خیال فانیگفتم: «چه ای تو؟» گفتا:« من زنگ زندگانی»
اندر حیات باقی یابی تو زندگان راوین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی
آن‌ها که اهل صلحند بردند زندگی راوین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی