گنج

غزل شمارهٔ ۸۶

ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعناپیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با ما
ای چرخ تو را بنده وی خلق ز تو زندهاحسنت زهی خوابی شاباش زهی زیبا
دریای جمال تو چون موج زند ناگهپرگنج شود پستی فردوس شود بالا
هر سوی که روی آری در پیش تو گل رویدهر جا که رَوی، آیی، فرشت همه زر بادا
وان دم که ز بدخویی دشنام و جفا گوییمی‌گو که جفای تو حلواست همه حلوا
گرچه دل سنگستش بنگر که چه رنگستشکز مشعله ننگستش وز رنگ گل حمرا
یا رب دل بازش ده صد عمر درازش دهفخرش ده و نازش ده تا فخر بود ما را