غزل شمارهٔ ۲۵۱۵
یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبیزهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
زهی بازار زرکوبان زهی اسرار یعقوبانکه جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی
ز عشق او دو صد لیلی چو مجنون بند میدردکز این آتش زبون آید صبوریهای ایوبی
شده زرکوب و حق مانده تنش چون زرورق ماندهجواهر بر طبق مانده چو زرکوبی کروبی
بیا بنواز عاشق را که تو جانی حقایق رابزن گردن منافق را اگر از وی بیاشوبی