گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۰۸

ساقیا باده چون نار بیاردفع غم را تو ز اسرار بیار
باده‌ای را که ز دل می‌جوشدزود ای ساقی دلدار بیار
کافر عشق بیا باده ببیننیست شو در می و اقرار بیار
ساقیا دست همه مستان گیرهمچنان جانب گلزار بیار
پیش این شاهد ما خوبان راگردن بسته ز بلغار بیار
مؤمنان را همه عریان کردیگروی نیز ز کفار بیار
شمس تبریز بگو دولت رابپذیر اندک و بسیار بیار