غزل شمارهٔ ۱۳۰۳
گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریفکز ترش رویی همیرنجد دلارام ظریف
گر همی انکار خود پنهان کنی بر روی تومینماید دشمنیها بر رخ تو لیف لیف
روز گردک بر رخ داماد میباشد نشاناز جمال او که نامش کرد رومی نیف نیف
چون خداوند شمس دین چوگان زند یارش کجاستور بر اسب فضل بنشیند کجا دارد ردیف
خوان و بزم هر دو عالم نزد بزم شمس دینچون یکی کاسه پرآش و بر سر او یک رغیف
وان رغیف و آش و کاسه صدقه تبریز داناز کمال و حرمت شهر شهنشاه شریف