گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۲۰

اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستمبرآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم
اگر فانی شود عالم ز دریایی بود شبنمگر افتاده‌ست او از خود نیفتاده‌ست از دستم
جهان ماهی عدم دریا درون ماهی این غوغاکنم صیدش اگر گم شد که من صیاد بی‌شستم