گنج

غزل شمارهٔ ۴۶۹

ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیستپر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست
غصه در آن دل بود کز هوس او تهیستغم همه آن جا رود کان بت عیار نیست
ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شویبندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست
در دل اگر تنگیست تنگ شکرهای اوستور سفری در دلست جز بر دلدار نیست
ای که تو بی‌غم نه‌ای می‌کن دفع غمششاد شو از بوی یار کت نظر یار نیست
ماه ازل روی او بیت و غزل بوی اوبوی بود قسم آنک محرم دیدار نیست