گنج

غزل شمارهٔ ۸۹۴

نعره آن بلبلان از سوی بستان رسیدصورت بستان نهان بوی گلستان بدید
باد صبا می‌وزد از سر زلف نگارفعل صبا ظاهرست لیک صبا را که دید
این دم عیسی به لطف عمر ابد می‌دهدعمر ابد تازه کرد در دم عمر قدید
مژده دولت رسید در حق هر عاشقیآتش دل می‌فروخت دیگ هوس می‌پزید
نور الست آشکار بر همه عشاق زدکز سر پستان عشق نور الستش مزید
ان طبیب الرضا بشر اهل الهویکل زمان لکم خلعه روح جدید
بشرهم نظره یتبعهم نضرهمن رشاء سید لیس له من ندید
لطف خداوند جان مفخر تبریزیانشمس حق و دین شده بر همه بختی مزید