گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۳۵

آن خوب را طلب کن اندر میان حورانمشنو کسی که گوید آن فتنه را مشوران
در دل چو نقش بندد جان از طرب بخنددصد گون شکر بجوشد از تلخی صبوران
از پرتوی که افتد در چشم‌ها ز رویشخارش چه افتد از وی در چشم‌های کوران