گنج

غزل شمارهٔ ۶۱۸

چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟
چون افتد شیر نر از حمله حیز و غروز زخمهٔ کون خر کی بانگ نماز آید؟
پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچکپا برکش ای کوچک! تا پهن و دراز آید
بگشای به امیدی تو دیدهٔ جاویدیتا تابش خورشیدش از عرش فراز آید
چنگا تو سری بر کن در حلقه  سر اندر کنتو خویش تهی‌تر کن تا چنگ به ساز آید