غزل شمارهٔ ۲۱۳۷
آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش اوصد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او
خر صید آهو کی کند؟ خر بوی نافه کی کشد؟یا بول خر را بو کند یا گه بود تفتیش او
هر جوی آب اندر روَد، آن ماده خر بولی کندجو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
خر ننگ دارد زآن دغل، از حق شنو بل هم اضلای چون مخنث غنج او، چون قحبگان تخمیش او
خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابدمن دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او