گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۰۳

رفتم آن جا مست و گفتم ای نگارچون مرا دیوانه کردی گوش دار
گفت بنگر گوش من در حلقه‌ایستبسته ی آن حلقه شو چون گوشوار
زود بردم دست سوی حلقه‌اشدست بر من زد که دست از من بدار
اندر این حلقه تو آنگه رَه بریکز صفا دُرّی شوی تو شاهوار
حلقه ی زرین من وانگه شبهکی رود بر چرخ عیسی با حمار