غزل شمارهٔ ۲۴۰۹
که بوده است تو را دوش یار و همخوابهکه از خوی تو پر از مشک گشت گرمابه
چو شانه سنگ ز عشق تو شاخ شاخ شدهستپریت خوانده به حمام و کردهات لابه
چو شانه زلف تو را دید شد هر انگشتشدلیل و آلت تهلیل همچو سبابه
ز نور روی تو پر گشت خلوت حمامکه جمله قبه زجاجی شدهست چون تابه
خمش که گل مثل آب از تو یافت صفاکه هر کی نسبت تو یافت گشت نسابه