غزل شمارهٔ ۱۸۲
در میان عاشقان عاقل مباخاصه در عشق چنین شیرین لقا
دور بادا عاقلان از عاشقاندور بادا بوی گلخن از صبا
گر درآید عاقلی گو راه نیستور درآید عاشقی صد مرحبا
عقل تا تدبیر و اندیشه کندرفته باشد عشق تا هفتم سما
عقل تا جوید شتر از بهر حجرفته باشد عشق بر کوه صفا
عشق آمد این دهانم را گرفتکه گذر از شعر و بر شعرا برآ