غزل شمارهٔ ۳۱۳۲
خواهیم یارا کامشب نخسپیحق خدا را کامشب نخسپی
چون سرو و سوسن تا روز روشنخوبیم و زیبا کامشب نخسپی
یار موافق تا صبح صادقشاهی و مولا کامشب نخسپی
ای ماه پاره همچون ستارهباشی به بالا کامشب نخسپی
از حسن رویت و از لطف مویتخواهد ثریا کامشب نخسپی
چون دید ما را مست تو یارانالید سرنا کامشب نخسپی
چون روز لالا دارد علالاکوری لالا کامشب نخسپی
در جمع مستان با زیردستانبگریست صهبا کامشب نخسپی
قومی ز خویشان گشته پریشانبهر تو تنها کامشب نخسپی