گنج

غزل شمارهٔ ۵۷۵

ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟
الا ای قادر قاهر! ز تن پنهان به دل ظاهرزهی پیدای پنهانم تو را خانه کجا باشد؟
تو گویی خانهٔ خاقان بود دل‌های مشتاقانمرا دل نیست ای جانم! تو را خانه کجا باشد؟
بود مه سایه را دایه به مه چون می‌رسد سایهبگو «ای مه! نمی‌دانم تو را خانه کجا باشد»
نشان ماه می‌دیدم به صد خانه بگردیدماز این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد؟