گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۲۱

صبحدم شد زود برخیز ای جوانرخت بربند و برس در کاروان
کاروان رفت و تو غافل خفته‌ایدر زیانی در زیانی در زیان
عمر را ضایع مکن در معصیتتا تر و تازه بمانی جاودان
نفس شومت را بکش کان دیو توستتا ز جیبت سر برآرد حوریان
چون بکشتی نفس شومت را یقینپای نه بر بام هفتم آسمان
چون نماز و روزه‌ات مقبول شدپهلوانی پهلوانی پهلوان
پاک باش و خاک این درگاه باشکبر کم کن در سماع عاشقان
گر سماع عاشقان را منکریحشر گردی در قیامت با سگان
گر غلام شمس تبریزی شدینعره زن کالحمد لک یا مستعان