غزل شمارهٔ ۱۰۰۳
شاخ گلی باغ ز تو سبز و شادهست حریف تو در این رقص باد
باد چو جبریل و تو چون مریمیعیسی گُلروی از این هر دو زاد
رقص شما هر دو کلید بقاسترحمت بسیار بر این رقص باد
تختگه نسل شما شد دماغتخت بود جایگه کیقباد
میوهٔ هر شاخ به معده رودزانک برستهست ز کون و فساد
نعمت ما چو ز مُکّون بودخلط نگردد به خور و ارتقاد
روزی هر قوم ز باغ دگرخوان بزرگست تو را ای جواد
قسمت بختست برو بخت جوبخت به از رخت بود المراد
بس که نسیمی به دل اندر دمیدزآن مدد نور که آرد ولاد