گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۴۱

هان، ای جمال دلبر، ای شاد وقت توما با تو بس خوشیم که خوش باد وقت تو
نیکوست حال ما که نکو باد حال توخوش باد دور چرخ کز او زاد وقت تو
جان و سر تو یار که اندر دماغ ماستآن رطل‌های می که به ما داد وقت تو
از قوت شراب به فریاد جام تووز پرتو نشاط به فریاد وقت تو
در جای می‌نگنجد از فخر جای توکُه می‌کند ز عشق و فرهاد وقت تو