غزل شمارهٔ ۱۴۲۵
دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارمقبول تو دعاها را بر آن باری چه حق دارم
به گرد شمع سمع تو دعاهاام همیگردداز آن چون پر پروانه دعای محترق دارم
به دارالکتب حاجاتم درآ که بهر اصغایتصحف فوق صحف دارم ورق زیر ورق دارم
سرم در چرخ کی گنجد که سر بخشیده فضل استدلم شاد است و می گوید غم رب الفلق دارم
چو شاخ بید اندیشه ز هر بادی اگر پیچدچو بیخ سدره خضرا اصول متفق دارم