غزل شمارهٔ ۲۹۲۷
ز کجا آمدهای میدانیز میان حرم سبحانی
یاد کن هیچ به یادت آیدآن مقامات خوش روحانی
پس فراموش شدستت آنهالاجرم خیره و سرگردانی
جان فروشی به یکی مشتی خاکاین چه بیع است بدین ارزانی
بازده خاک و بدان قیمت خودنی غلامی ملکی سلطانی
جهت تو ز فلک آمدهاندخوبرویان خوش پنهانی