گنج

غزل شمارهٔ ۱۹۲۲

ما شادتریم یا تو ای جانما صافتریم یا دل کان
در عشق خودیم جمله بی‌دلدر روی خودیم مست و حیران
ما مستتریم یا پیالهما پاکتریم یا دل و جان
در ما نگرید و در رخ عشقما خواجه عجبتریم یا آن
ایمان عشق است و کفر ماییمدر کفر نگه کن و در ایمان
ایمان با کفر شد هم آوازاز یک پرده زنند الحان
دانا چو نداند این سخن راپس کی رسد این سخن به نادان