گنج

غزل شمارهٔ ۲۸۷

ورد البشیر مبشرا ببشارهاحیی الفؤاد عشیه بورودها
فکان ارضا نورت بربیعهافکان شمسا اشرقت بخدودها
یا طاعنی فی صبوتی و تهتکیانظر الی نار الهوی و وقودها