غزل شمارهٔ ۱۱۵۹
عشق جانست عشق تو جانترلطف درمان و از تو درمانتر
کافریهای زلف کافر توگشته ز ایمان جمله ایمانتر
جان سپردن به عشق آسانستوز پی عشق توست آسانتر
همه مهمان خوان لطف تواندلیک این بنده زاده مهمانتر
بیتو هستند جمله بیسامانلیک من بیطریق و سامانتر
عشق تو کان دولت ابدستلیک وصل جمال تو کانتر
تیغ هندی هجر برانستلیک هندی عشق برانتر
هر دلی چارپره در پی توستدل ما صدپرست و پرانتر
دیدن تو به صد چو جان ارزانعوض نیم جانم ارزانتر
گرچه این چرخ نیک گردانستچرخ افلاک عشق گردانتر
همه ز افلاک عشق در ترسندوان فلک در غم تو ترسانتر
شمس تبریز همتی میدارتا شوم در تو من عجبدانتر