گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۴۰

بیامدیم دگربار چون نسیم بهاربرآمدیم چو خورشید با صد استظهار
چو آفتاب تموزیم رغم فصل عجوزفکنده غلغل و شادی میانه گلزار
هزار فاخته جویان ما که کو کوکوهزار بلبل و طوطی به سوی ما طیار
به ماهیان خبر ما رسید در دریاهزار موج برآورد جوش دریابار
به ذات پاک خدایی که گوش و هوش دهدکه در جهان نگذاریم یک خرد هشیار
به مصطفی و به هر چار یار فاضل اوکه پنج نوبت ما می‌زنند در اسرار
بیامدیم ز مصر و دو صد قطار شکرتو هیچ کار مکن جز که نیشکر مفشار
نبات مصر چه حاجت که شمس تبریزیدو صد نبات بریزد ز لفظ شکربار