غزلیات
شمارهٔ ۱آمدم بار دگر بر سر پیمان شماشمارهٔ ۲ای تو از حسن در جهان سمراشمارهٔ ۳ایها العشاق از آن نامهربان بس شد مراشمارهٔ ۴الا ایدل اگر خواهی تماشاگاه علوی راشمارهٔ ۵باشد از من باز کمتر غم جداشمارهٔ ۶بیا ماهرویا شکر لب نگاراشمارهٔ ۷بر وصالش یک نفس گر دسترس باشد مراشمارهٔ ۸تا بر آنقامت و بالا نظر افتاد مراشمارهٔ ۹توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مراشمارهٔ ۱۰خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجاشمارهٔ ۱۱زلف مشکین تو سرمایه سوداست مراشمارهٔ ۱۲شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مراشمارهٔ ۱۳هر که بیند رخ آندلبر یغمائی راشمارهٔ ۱۴ای گشته از صفای رخت شرمسار آبشمارهٔ ۱۵بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لبشمارهٔ ۱۶بیاض غمزه روی و سواد طره شبشمارهٔ ۱۷بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تابشمارهٔ ۱۸تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتابشمارهٔ ۱۹روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتابشمارهٔ ۲۰گر چه با ترکانه چشم مست او دارم عتابشمارهٔ ۲۱گر از روی تو افتد عکس بر آبشمارهٔ ۲۲اگر معشوق سیم اندام اهلستشمارهٔ ۲۳ای ترک بده باده گلفام که عیدستشمارهٔ ۲۴ای قبله صاحبنظران روی چو ماهتشمارهٔ ۲۵آن کزو داریم درد دل دوای جان ماستشمارهٔ ۲۶ای مرا خاک کف پای تو چون آبحیاتشمارهٔ ۲۷ایدل مده ببند سر زلف یار دستشمارهٔ ۲۸بفروغ مهر رویش که مهست از آن عبارتشمارهٔ ۲۹بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفتشمارهٔ ۳۰بحسن روی تو خورشید عالم آرانیستشمارهٔ ۳۱با من آن مهروی من نامهربان از بهر چیستشمارهٔ ۳۲باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفتشمارهٔ ۳۳بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامتشمارهٔ ۳۴بر دلم از جور او امبار بار دیگرستشمارهٔ ۳۵بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرستشمارهٔ ۳۶بنده سروم بآزادی که چون بالای تستشمارهٔ ۳۷پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم استشمارهٔ ۳۸تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیستشمارهٔ ۳۹ترا ز شکر شیرین از آن دمید نباتشمارهٔ ۴۰توئی که سایه زلفت شعار خورشیدستشمارهٔ ۴۱جبیب یار پاکدامن مطلع روز منستشمارهٔ ۴۲جانا دلم آمد بهوای سر زلفتشمارهٔ ۴۳چون بت من بر سمن زلف معنبر شکستشمارهٔ ۴۴خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارستشمارهٔ ۴۵خوشست آن پستهٔ خندان و خوش آن گفتارتشمارهٔ ۴۶دلا بدست گرفتی می این چه دستانستشمارهٔ ۴۷در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیستشمارهٔ ۴۸دهن غنچه وشت پسته خندان منستشمارهٔ ۴۹دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشتشمارهٔ ۵۰روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرستشمارهٔ ۵۱روی زیبای تو آرایش هر انجمن استشمارهٔ ۵۲رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترستشمارهٔ ۵۳رویت که ازو عالم خوبی بنظام استشمارهٔ ۵۴زلف دلبر گیرم امشب آن شبستشمارهٔ ۵۵زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاستشمارهٔ ۵۶زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدستشمارهٔ ۵۷ساقی بیا که موسم آب چو آتش استشمارهٔ ۵۸سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانتشمارهٔ ۵۹سبزه و آب روان باده گلگون بدستشمارهٔ ۶۰ساقیا برخیز کاکنون وقت می نوشیدنستشمارهٔ ۶۱ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیستشمارهٔ ۶۲ساقیا چون گل شکفت از میْپرستی چاره نیستشمارهٔ ۶۳شبی خیال تو بر من بصد دلال گذشتشمارهٔ ۶۴شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانستشمارهٔ ۶۵شهره شهر شد از غایت خوبی رویتشمارهٔ ۶۶شکن زلف یار پر شکن استشمارهٔ ۶۷عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدستشمارهٔ ۶۸عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشستشمارهٔ ۶۹قبله جان طاق ابروی شماستشمارهٔ ۷۰کشور حسن تو امروز بکام دل ماستشمارهٔ ۷۱گل جمال تو چون بر فراز سرو شکفتشمارهٔ ۷۲گر چه هر دم ز غمت بر دلم آزاری هستشمارهٔ ۷۳گر دلم بردی به غارت قصد جان باری چراستشمارهٔ ۷۴گلهای نوشکفته بهر بوستان که هستشمارهٔ ۷۵گر مرا جان رود اندر پی جانان از دستشمارهٔ ۷۶لعل شیرین تو پیرایه در عدن استشمارهٔ ۷۷مشکین سر زلف تو که در پای کشانستشمارهٔ ۷۸ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مستشمارهٔ ۷۹مرا تُرکانه چشم او به مستی گر جفاها گفتشمارهٔ ۸۰ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوستشمارهٔ ۸۱نه هر گیاه که در باغ رست شمشادستشمارهٔ ۸۲هرگز از یاد نخواهد شدنم صحبت دوستشمارهٔ ۸۳هنگام نو بهار و لب جویبار و کشتشمارهٔ ۸۴هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایستشمارهٔ ۸۵هر سحر بی شام زلفین تو ای حورا صفتشمارهٔ ۸۶هرکه با زلف تو اندر دام نیستشمارهٔ ۸۷یا رب این پسته شیرین چه شکر گفتارستشمارهٔ ۸۸یا رب این بوی خوش از روضه رضوان برخاستشمارهٔ ۸۹یا رب این بوی خوش از زلف دلارام منستشمارهٔ ۹۰زهی من وفای تو نا دیده هیچشمارهٔ ۹۱ای لعل درفشان تو کرده بیان روحشمارهٔ ۹۲از روی تو ایمهوش گر پرده بر اندازندشمارهٔ ۹۳امیدوارم از آنمه که مهربان گرددشمارهٔ ۹۴آن ترک یغمائی نگر دلها بیغما میبردشمارهٔ ۹۵آندم که مرا فرقت آن لعبت چین بودشمارهٔ ۹۶آنها که درین دوران صاحبنظران باشندشمارهٔ ۹۷باز آمد آن نگار که از ما بریده بودشمارهٔ ۹۸بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسدشمارهٔ ۹۹بر برگ گلش سنبل سیراب ببینیدشمارهٔ ۱۰۰با من و دلدار من جز بخت در مجلس مبادشمارهٔ ۱۰۱بوئی که ز چین سر زلفت بمن آیدشمارهٔ ۱۰۲با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کردشمارهٔ ۱۰۳بازم از دیده در بار گهر میآیدشمارهٔ ۱۰۴بر گل سیراب سنبل را چو جولان میدهدشمارهٔ ۱۰۵تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شدشمارهٔ ۱۰۶تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کردشمارهٔ ۱۰۷تا ز پیشم نازنین دلدار شدشمارهٔ ۱۰۸جز زلف یار غالیه بر روی مه که کردشمارهٔ ۱۰۹جز رخ یار من بهار که دیدشمارهٔ ۱۱۰جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بودشمارهٔ ۱۱۱چون نبات از شکر میگونش سر بر میزندشمارهٔ ۱۱۲چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشدشمارهٔ ۱۱۳چون پسته خندان توأم در نظر آیدشمارهٔ ۱۱۴خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشیدشمارهٔ ۱۱۵دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزدشمارهٔ ۱۱۶در خواب اگر خیال تو بر من گذر کندشمارهٔ ۱۱۷روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شودشمارهٔ ۱۱۸روزگاریکه بهجران توأم میگذردشمارهٔ ۱۱۹زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کردشمارهٔ ۱۲۰ز آنروی طره بر رخ دلدار کج نهندشمارهٔ ۱۲۱ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکدشمارهٔ ۱۲۲زمانه رونق کارم بکام می نکندشمارهٔ ۱۲۳سنبل زلف تو چون از گل تر بردارندشمارهٔ ۱۲۴سنبل غالیه گون بر گل تر میشکندشمارهٔ ۱۲۵شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اندشمارهٔ ۱۲۶شراب عشق چون در جام کردندشمارهٔ ۱۲۷صبحدم بادی که از سوی خراسان میدمدشمارهٔ ۱۲۸صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیردشمارهٔ ۱۲۹طالع سعد دلم زان رخ گلگون گیردشمارهٔ ۱۳۰عاشق اول ز سر جان و جهان برخیزدشمارهٔ ۱۳۱عاشقان تا ز کمند غم عشقت نرهندشمارهٔ ۱۳۲عشق تو گر ضلال دل ماست گر رشادشمارهٔ ۱۳۳عاشقان چون عزم رفتن سوی دلبر کرده اندشمارهٔ ۱۳۴گرد گلت سبزه تر میدمدشمارهٔ ۱۳۵گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهدشمارهٔ ۱۳۶گر چشم من ایجان جهان روی تو بیندشمارهٔ ۱۳۷لب و دندان تو با لعل و گهر میماندشمارهٔ ۱۳۸ماهروی من اگر پرده ز رخ بگشایدشمارهٔ ۱۳۹مرا بمجلس انس تو بار چون نبودشمارهٔ ۱۴۰مرا ز عشق تو گر شادیی به جان نرسدشمارهٔ ۱۴۱مردم چشمم که در غرقاب بازی میکندشمارهٔ ۱۴۲نرگس مست تو گر دست بدستان نبردشمارهٔ ۱۴۳نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهادشمارهٔ ۱۴۴نگار ماه رخم چون نقاب بگشایدشمارهٔ ۱۴۵هست وقت عیش ساغر در دهیدشمارهٔ ۱۴۶هر که ما را در هوای او ملامت میکندشمارهٔ ۱۴۷هر نسیمی که ز خاک در جانان باشدشمارهٔ ۱۴۸هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کردشمارهٔ ۱۴۹هر که را در سر هوای چون تو دلداری بودشمارهٔ ۱۵۰یک قدح می دوبدره زر ارزدشمارهٔ ۱۵۱آمد بهار و وقت نشاطست می بیارشمارهٔ ۱۵۲ای رخ خوب تو چون گل چمن آرای دگرشمارهٔ ۱۵۳ای ماه مهربان مه مهرست می بیارشمارهٔ ۱۵۴ایچشم آهوانه تو مست شیرگیرشمارهٔ ۱۵۵ای برده نرد حسن ز خوبان روزگارشمارهٔ ۱۵۶بدان ای محتسب یکبار دگرشمارهٔ ۱۵۷باد بهاری وزید از طرف جویبارشمارهٔ ۱۵۸تعالی الله چه رویست آن که دارد ترک سیمین برشمارهٔ ۱۵۹حبذا نزهت ایام بهارشمارهٔ ۱۶۰دل بدست غم جانان دهم و جان بر سرشمارهٔ ۱۶۱دلبرا سلسله غالیه گونست مگرشمارهٔ ۱۶۲روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیرشمارهٔ ۱۶۳کوکبه گل رسید ای صنم گلعذارشمارهٔ ۱۶۴گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگرشمارهٔ ۱۶۵گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکرشمارهٔ ۱۶۶صنما حال زار من بنگرشمارهٔ ۱۶۷صبحدم باد صبا آمد و آورد خبرشمارهٔ ۱۶۸از توأم آرزوی بوس و کنارست هنوزشمارهٔ ۱۶۹ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیازشمارهٔ ۱۷۰نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوزشمارهٔ ۱۷۱ساقیا خیز که گل عزم چمن دارد بازشمارهٔ ۱۷۲صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریزشمارهٔ ۱۷۳خلیلم گو نقاب از رخ براندازشمارهٔ ۱۷۴دل بزنجیر سر زلف تو در بستم بازشمارهٔ ۱۷۵تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بسشمارهٔ ۱۷۶منم از محنت ایام بدانسان که مپرسشمارهٔ ۱۷۷آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلششمارهٔ ۱۷۸ای ز جام می عشق تو خرد رفته ز هوششمارهٔ ۱۷۹رنگ یاقوت آبدارت خوششمارهٔ ۱۸۰گر کند ماه فلک زهره زهرا در گوششمارهٔ ۱۸۱در دلم کم زن ای پسر آتششمارهٔ ۱۸۲خوش آنشعر سیه بر پرنیانششمارهٔ ۱۸۳باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوششمارهٔ ۱۸۴باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوششمارهٔ ۱۸۵چو شمع روی تو افروخت در جهان آتششمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباششمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوفشمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاقشمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفقشمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشکشمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگشمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلکشمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گلشمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکلشمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گلشمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در ملشمارهٔ ۱۹۷ای قاعده زلف دلاویز تو مشکلشمارهٔ ۱۹۸گر بصبوحی کنی عزم تماشای گلشمارهٔ ۱۹۹ایجان و جهان بیتو سر خویش ندارمشمارهٔ ۲۰۰این منم باز که روی چو مهت میبینمشمارهٔ ۲۰۱ای خم زلف تو چون حلقه جیمشمارهٔ ۲۰۲ای روی دلربای تو خورشید انورمشمارهٔ ۲۰۳باز منزل بسر کوی نگار آوردیمشمارهٔ ۲۰۴تا فتادست نظر بر رخ رخشان توامشمارهٔ ۲۰۵تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده امشمارهٔ ۲۰۶خیال روی تو هر شب بخواب میجویمشمارهٔ ۲۰۷خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریمشمارهٔ ۲۰۸دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیمشمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنمشمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویمشمارهٔ ۲۱۱روی بنمای ای صنم کز شوق جان میسوزدمشمارهٔ ۲۱۲زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میمشمارهٔ ۲۱۳ساقیا باده گلفام هوس میکندمشمارهٔ ۲۱۴ساقیا موسم آنست که می نوش کنیمشمارهٔ ۲۱۵صبح از سر صفا بجهان در دمید دمشمارهٔ ۲۱۶گاه آنست که در آب سر افشان گردیمشمارهٔ ۲۱۷کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیمشمارهٔ ۲۱۸من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غمشمارهٔ ۲۱۹مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانمشمارهٔ ۲۲۰من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدمشمارهٔ ۲۲۱من از هوای تو ایسرور راستین چکنمشمارهٔ ۲۲۲من عاشق و رند و می پرستمشمارهٔ ۲۲۳نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریمشمارهٔ ۲۲۴ای روی دلربای تو باغ و بهار حسنشمارهٔ ۲۲۵ای قاعده زلفت آشوب جهان بودنشمارهٔ ۲۲۶ایدل ره عاشقی طلب کنشمارهٔ ۲۲۷ای رخ زیبای تو رشک سمنشمارهٔ ۲۲۸ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقنشمارهٔ ۲۲۹ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردونشمارهٔ ۲۳۰ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردنشمارهٔ ۲۳۱ای نرگس مست تو برده دل هشیارانشمارهٔ ۲۳۲بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بینشمارهٔ ۲۳۳تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهانشمارهٔ ۲۳۴تا بود در شکن طره جانان دل منشمارهٔ ۲۳۵تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نونشمارهٔ ۲۳۶تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگونشمارهٔ ۲۳۷جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایانشمارهٔ ۲۳۸چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخنشمارهٔ ۲۳۹زلف و رخسار تو دانی بچه مانند بخونشمارهٔ ۲۴۰شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتنشمارهٔ ۲۴۱صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کنشمارهٔ ۲۴۲عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمنشمارهٔ ۲۴۳کار عشاق است جان در عشق جانان باختنشمارهٔ ۲۴۴گر دلی بودی مرا در طالع و فرمان منشمارهٔ ۲۴۵ندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست اینشمارهٔ ۲۴۶نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیارانشمارهٔ ۲۴۷یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست اینشمارهٔ ۲۴۸یا رب گلست عارض زیبات یاسمنشمارهٔ ۲۴۹آب حیات میچکد از لب جانفزای توشمارهٔ ۲۵۰ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گروشمارهٔ ۲۵۱ای مرا از لب تو شهد و شکر نو بر نوشمارهٔ ۲۵۲ای ماه آسمان لطافت جمال توشمارهٔ ۲۵۳بکمند تابدارت که مهست در خم اوشمارهٔ ۲۵۴چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سوشمارهٔ ۲۵۵سنبل است آن بناگوش سمنسیمای توشمارهٔ ۲۵۶مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای توشمارهٔ ۲۵۷نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فروشمارهٔ ۲۵۸هستم بجستجوی تو پوینده کو بکوشمارهٔ ۲۵۹آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداختهشمارهٔ ۲۶۰ای ترک پریچهره از آن جام شبانهشمارهٔ ۲۶۱ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماهشمارهٔ ۲۶۲این منم بار دگر عزم خراسان کردهشمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاهشمارهٔ ۲۶۴تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماهشمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراستهشمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چهشمارهٔ ۲۶۷سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زدهشمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانهشمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاهشمارهٔ ۲۷۰گر نور روی روشنت افتد بر آینهشمارهٔ ۲۷۱گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماهشمارهٔ ۲۷۲مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانهشمارهٔ ۲۷۳ایعارض مه پیکر تو صورت جانیشمارهٔ ۲۷۴ایزلف تو سر تا قدم آشوب جهانیشمارهٔ ۲۷۵ایصبا گر بودت سوی خراسان گذریشمارهٔ ۲۷۶ای از تو هزار فتنه بر پایشمارهٔ ۲۷۷ای جان و جهانرا ز رخت نور و نوائیشمارهٔ ۲۷۸ای روی تو آئینه الطاف الهیشمارهٔ ۲۷۹آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنیشمارهٔ ۲۸۰ایماه دل افروز بگردان قدح میشمارهٔ ۲۸۱آبحیاتست یا لبان که تو داریشمارهٔ ۲۸۲ای باد صبا بگذر ز آنجا که تو میدانیشمارهٔ ۲۸۳ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلیشمارهٔ ۲۸۴ای زلف دلاویزت در گردن جان بندیشمارهٔ ۲۸۵ای آنکه بخوبی بمه چارده مانیشمارهٔ ۲۸۶آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوریشمارهٔ ۲۸۷بیا ساقی بدور دو ستکانیشمارهٔ ۲۸۸بگرد مه ز عنبر خط کشیدیشمارهٔ ۲۸۹بگوش جان من آید دمادم آوازیشمارهٔ ۲۹۰بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهیشمارهٔ ۲۹۱بتا از نازکی گوئی ز سر تا پا همه جانیشمارهٔ ۲۹۲بمراد دل من گر بودم دسترسیشمارهٔ ۲۹۳بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئیشمارهٔ ۲۹۴تا بر سریر حسن تویی ماهچهرهایشمارهٔ ۲۹۵تا شد درست بر تو که پیمان شکستهایشمارهٔ ۲۹۶تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالیشمارهٔ ۲۹۷تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داریشمارهٔ ۲۹۸تا خط مشکبار به رخ برکشیدهایشمارهٔ ۲۹۹تا نقاب از روی شهر آرای خود برداشتیشمارهٔ ۳۰۰تو آن نئی که ندانی طریق دلداریشمارهٔ ۳۰۱بگو ای ماه تابان تا کجائیشمارهٔ ۳۰۲جانا رخ چون بهار بنمایشمارهٔ ۳۰۳جان بچشمم در نیاید ور نه جانت خواندمیشمارهٔ ۳۰۴جانا چه کردهایم که از ما بریدهایشمارهٔ ۳۰۵چوگان ز مشک بر مه تابان کشیدهایشمارهٔ ۳۰۶چو بلبل از سر مستی گذشتم سوی گلزاریشمارهٔ ۳۰۷چو رخسار سمن سیما بشوئیشمارهٔ ۳۰۸در باغ حسن سرو روانی براستیشمارهٔ ۳۰۹دی بر در دلدار نشستیم زمانیشمارهٔ ۳۱۰دلا امید آن دارم که روی دلستان بینیشمارهٔ ۳۱۱دلدار گفت لوح دل از نقش من بشویشمارهٔ ۳۱۲زهی بوقت سخن لعلت از در افشانیشمارهٔ ۳۱۳زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکندهایشمارهٔ ۳۱۴زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهیشمارهٔ ۳۱۵ساقیا موسم عیدست بده ساغر میشمارهٔ ۳۱۶ساقی قدح می که درو هست صفائیشمارهٔ ۳۱۷صبا چو با سر زلف تو کرد همرازیشمارهٔ ۳۱۸گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمیشمارهٔ ۳۱۹گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمیشمارهٔ ۳۲۰لعل لبش کزو بچکد آب زندگیشمارهٔ ۳۲۱من ندیدم نشنیدم که بود در چمنیشمارهٔ ۳۲۲ماهرویا گه آنست که رخ بنمائیشمارهٔ ۳۲۳نگارینا نمیشاید ترا گفتن به رخ ماهیشمارهٔ ۳۲۴یا رب کراست چون تو نگاری شکرلبی