گنج

شمارهٔ ۱۳۶

قافیه: انرویتوبیند۵ بیت
گر چشم من ایجان جهان روی تو بیندهم صورت و هم معنی جان روی تو بیند
باد سحری چون گذرد بر ورق گلهر صفحه که روشنتر از آن روی تو بیند
تو روی مپوش از من شیدا که نیم منآنکس که بصد وهم و گمان روی تو بیند
خورشید صفت روی تو پیداست بر آنکودر جمله ذرات همان روی تو بیند
از غایت شوقی که بود ابن یمین راتا دیده او اشک فشان روی تو بیند