گنج

شمارهٔ ۱۸۲

قافیه: انش۶ بیت
خوش آنشعر سیه بر پرنیانشبنفشه رسته گوئی ز ارغوانش
چو قدش گر بود سروی ببستاننتابد رخ چو ماه آسمانش
و گر تابد چو رویش ز آسمان ماهنباشد قد چو سرو بوستانش
بچوگان گوی مه بر بود زلفشدرین دعوی نه بس شاهد رخانش
ز عشقش گر چه خون شد دل ولیکننمیگویم بجز آرام جانش
چه سود ابن یمین را پند چون شددرین سودا زیان نقد روانش