گنج

شمارهٔ ۲۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارحسن۷ بیت
ای روی دلربای تو باغ و بهار حسنوی خط مشکبار تو نقش و نگار حسن
در باغ حسن تا گل خود روی تو شکفتاز دل برون نمیرودم خار خار حسن
در کارگاه صنع که تعیین کارهاکردند و شد حواله بروی تو کار حسن
هستند بیقرار چو زلف تو عالمیتا دیده دید در خم زلفت قرار حسن
گر ماه عارضت بگشاید ز رخ نقابدیار کس نشان ندهد در دیار حسن
یوسف برفت و حسن ازین کهنه دیر بردتو آمدی و شد ز تو نو روزگار حسن
ابن یمین و چشم تو هرگز نمیشوندخالی دمی ز مستی عشق و خمار حسن