گنج

شمارهٔ ۲۲۵

قافیه: انبودن۷ بیت
ای قاعده زلفت آشوب جهان بودنوی رسم لب لعلت آسایش جان بودن
در باغ چو بخرامی جانم بهوس خواهددر پای سهی سروت چون آب روان بودن
از بهر شکار لد گشتست ترا آئیناز غمزه و از ابرو با تیرو کمان بودن
چوگان چو بود زلفت کار دل من باشددر عرصه میدانت چون گوی روان بودن
ایجان و جهان من جز لطف تو نفزایددر غایت پیدائی از خلق نهان بودن
خون دل مشتاقان خوردست لب لعلتسرخست لبت اینک منکر نتوان بودن
با ما نه چنین بودی زین پیش مکن جاناکز تو نبود لایق با ما نه چنان بودن