گنج

شمارهٔ ۶۱

قافیه: اقیست۶ بیت
ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیستکز سوختگی جانم در غایت مشتاقیست
گر خادم مسجد را قندیل بکف بینماز شوق دلم گوید کاین ساغر و آن ساقیست
معنی طلب از باطن بگذر زره ظاهرکاراستن صورت سالوسی و زراقیست
شنگرف لب لعلت زنگار خط سبزتاز صمغ سرشک من در غایت براقیست
مستوفی عشق تو در دفتر خرج منجز صبر نمیراند مجموع غمت باقیست
گر ابن یمین بوسی از لعل تو بربایدمعذور همیدارش کان از ره ذواقیست