گنج

شمارهٔ ۳۱۶

قافیه: ایی۸ بیت
ساقی قدح می که درو هست صفائیبه ز آن مطلب نزد خرد راهنمائی
می در همه وقتی خوش و خوشتر بزمانیکز بلبل و گل یافت چمن برگ و نوائی
رخساره بسرخی کند الحق چو عقیقیدر باده لعل ار فکنی کاهربائی
می چیست لطیفی بصفا راحت روحیدر مملکت عقل شهی کامروائی
در دور فلک بر صفت دختر رز نیستاز کار دل غمزدگان بند گشائی
با دختر رز تازه کنم عهد مودتکز مادر ایام ندیدیم وفائی
گر تیره شد از زنگ غمت آینه دلچون باده روشن نبود زنگ زدائی
از محنت ایام دل ابن یمین رادردیست که از باده بهش نیست دوائی