شمارهٔ ۶۶
شکن زلف یار پر شکن استای بسا دل که زیر هر شکن است
تا دلم را شکست طره اوآهم از پای تا بسر شکن است
سبزه خط بگرد عارض اوبصفت طوطی شکر شکن است
کس نیارد نظر برویش کردز آنکه خورشیدوش نظر شکن است
تا دل خسته کرد ابن یمینبسته زلف یار در شکن است