شمارهٔ ۲۵۲
ای ماه آسمان لطافت جمال توترسم همیشه بر تو ز عین الکمال تو
همچون سواد چشم و سوید ای دل مرانور و سرور دیده و دل داد خال تو
از بسکه با تو راست دلم گر چه کج بودمحراب سازم ابروی همچون هلال تو
جان و جهان ز بهر وصال تو بایدمچه جان و چه جهان چو نباشد وصال تو
روزی مرا برابر سالی بشب رسددر آرزوی طلعت فرخنده فال تو
وقت زوال اگر چه بلندست آفتابای آفتاب حسن مبادا زوال تو
ابن یمین بطره و خال معنبرشمیده نشان آنکه بپرسد ز حال تو