شمارهٔ ۲۸۶
آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوریبر ماه دو هفته رقم است از گل سوری
چشم بد حساد که بر کنده ز سر بادافکند ز تو دورم و فریاد ز دوری
از ظلمت فرقت برهان ذره وشم ز آنکچون چشمه خورشید فلک منبع نوری
زلف ار نکند بر رخت آرام عجب نیستکس بر سر آتش ننمودست صبوری
با زلف بگو کابن یمین میخرد از تویکموی بجانی بچه در بند قصوری