گنج

شمارهٔ ۲۸۰

قافیه: ی۹ بیت
ایماه دل افروز بگردان قدح میچون ماه فلک دم مزن از دور پیاپی
گر با تو کسی گفت که من توبه شکستممشنو صنما توبه کجا کرده و که کی
ما و می و رودی و سرودی ز گه شامتا نعره زند مؤذن شبخیز که یا حی
گر پر خردی دم زند از وعظ و نصیحتمستان خرابش بجهانیم به هی هی
در وقت بهار ار چه بود لاله مطرااز قطره باران چو گل روی تو از خوی
بی روی توأم میل چمن نیست که مجنونبر عارض لیلی بود آشفته نه بر حی
یکبار ببر در کش و بنواز چو چنگمتا کی دهدم دم لب شیرین تو چون نی
هر دل که بر و ناوک چشم تو گذر کردپیدا نبود زخمش و خونها چکد از وی
هر چند دل گم شده را ابن یمین جستبیرون نشد از چین سر زلف توأش پی