شمارهٔ ۱۰۹
جز رخ یار من بهار که دیدچون قدش سرو جویبار که دید
چشمه آب خضر جز دهنشمعدن در شاهوار که دید
طرب افزای تر ز یاقوتشباده لعل خوشگوار که دید
غیر دردانه بر بناگوششماهرا زهره گوشوار که دید
شاخ سنبل بلطف طره اوکشته بر چین لاله زار که دید
چون من از عاشقانش گرم رویگر چه هستند صد هزار که دید
دستش از پا فکند ابن یمیندست کس را چنین نگار که دید