گنج

شمارهٔ ۲۹۸

قافیه: رکشیدهیی۹ بیت
تا خط مشکبار به رخ برکشیده‌ایخورشید را به سایه شب در کشیده‌ای
گردی ز مشک بر گل سوری فشانده‌ایخطی ز سبزه بر سمن تر کشیده‌ای
شاخ بنفشه بر ورق لاله کشته‌ایمه را به لطف در خم چنبر کشیده‌ای
برگوی کز بنفشه چه آمد پسند توکو را به روی لاله تر بر کشیده‌ای
در گل بماند سرو سهی را ز رشک پایز آن قد که راست همچو صنوبر کشیده‌ای
زرد و نزار و بی‌خور و خوابم هلال‌وارز آن عنبرین هلال که بر خور کشیده‌ای
منشور حسن اگر نه لب دلربای تستطغرای ابرویش ز چه بر سر کشیده‌ای
آورده‌ای بخون دل عاشقان براتو آن را به خط خویش مقرر کشیده‌ای
سنگین‌دلا بر ابن یمین نیست رحمتتآری بلای عشق تو کمتر کشیده‌ای