شمارهٔ ۲۳
ای ترک بده باده گلفام که عیدستوز دست مده جام غم انجام که عیدست
از رنج مه روزه چو جستی بسلامتبزم طرب آرای بهنگام که عیدست
اعلام طرب عاقل اگر می نفرازداو را ز سر علم کن اعلام که عیدست
می رونق ایام نشاط و طرب آمددریاب کنون رونق ایام که عید است
از تلخی می شاید اگر ترک شکر لبشین ین کندم بار دگر کام که عیدست
ابروی تو چون ماه نوام دوش گه شامفرمود که می نوش هم از بام که عیدست
ای ابن یمین چند نشینی بدر زهدبرخیز سوی میکده بخرام که عیدست