شمارهٔ ۱۰۰
با من و دلدار من جز بخت در مجلس مبادمجلس ما را بغیر دخت رز مونس مباد
چشم من بادا و بس روشن بنور روی اوور بود چشم دگر باری بجز نرگس مباد
مجلسی کز پرتو شمع رخش رخشان بودغیر من پروانه جانسوز آن مجلس مباد
قلب من در بوته هجران گدازان چو شد مسیکزمان بی کیمیای وصل او این مس مباد
وصل آن سیمین ذقن ناید بکف الا بزرچون کند ابن یمین کس همچو او مفلس مباد