شمارهٔ ۹۶
آنها که درین دوران صاحبنظران باشندچون بر سر کوی او با هم گذران باشند
در مستی عشق او گر باخبرند از خودنزدیک خبرداران از بیخبران باشند
در بحر غمش غرقم آنها چه خبر دارندکز لجه این دریا مانده بکران باشند
گر خسرو پرویز است فرهاد زمان گرددجائیکه درو یکسر شیرین پسران باشند
ای باد بگو با او کز سوختگان خودبشنو سخنی کایشان صاحبنظران باشند
بر ابن یمین عشقت گر عیب همی دانندآنها که کنند اینعیب از بیهنران باشند
از طعنه بدگویان ناچار گذر نبودعیسی چه محل دارد جائی که خران باشند