گنج

شمارهٔ ۳۰

بحسن روی تو خورشید عالم آرانیستبلطف رسته دندان تو ثریا نیست
توئی چو سرو ولی سرو ماهرخ نبودتوئی چو ماه ولی ماه سرو بالا نیست
ز جان غلام قد همچو سرو آزادتشدم ولی سخن راست با تو یارا نیست
ز دست غم بر هم گر ترا بجانب مننظر بعین عنایت بود فاما نیست
از اینطرف که منم نیست در میان میلیمیان تست اگر هست لیک پیدا نیست
بزلف کافرت ایمان ندارد ابن یمیناگر چو زلف تو شوریده وش ز سودا نیست
ز چین زلف تو هر حلقه ئی بدست دلیستعجب که مملکت زنگبار یغما نیست