شمارهٔ ۱۶۶
صنما حال زار من بنگربا غمت کارزار من بنگر
در غم لعل گوهر افشانتجزع یاقوتبار من بنگر
برگ من در غم تو بار دلستبرگ من بین و بار من بنگر
در هوای گلت چو بلبل مستناله زیر و زار من بنگر
اختیار من از جهان رخ تستخوبی اختیار من بنگر
لاله زارست رویم از چشممنزهت لاله زار من بنگر
منم ابن یمین و کار چنینچیست تدبیر کار من بنگر